پیوند ها
چت باکس
دیگر موارد
آمار وب سایت
کل نظرات : 0
تعداد اعضا : 2
باردید دیروز : 353 بازدید هفته : 1958 بازدید ماه : 1365 بازدید سال : 48330 بازدید کلی : 371268 |
نوشته شده به دست
admin
![]() دل در آتش غم رخت تا که خانه کرد دیده سیل خون به دامنم بس روانه کرد آفتاب عمر من فرو رفت و ماهم از افق چرا سر برون نکرد هیچ صبح دم نشد فلق چون شفق زخون دل مرا لاله گون نکرد ز روی مهت جانا پرده بر گشا در آسمان مه رو منفعل نما به ماه رویت سوگند که دل به مهرت پایبند به طره ات جان پیوند قسم به زند و پازند به جانم آتش افکند خراب رویت یک چند ♫♫♫
ز رنگ و بویت خجل نما گل رو رو در طرف چمن بین بنشسته چو من دل خون بس ز غم یاری غنچه دهن گل درخشنده چهره تابنده غنچه در خنده بلبل نعره زنان هر که جوینده باشد یابنده دل دارد زنده بس کن آه و فغان ز جور مه رویان شکوه گر سازی به شش درمحنت مهره اندازی همچون سالک دست خود بازی همچون سالک دست خود بازی
تعداد بازدید از این مطلب:244
|
امتیاز مطلب :0
|
تعداد امتیازدهندگان :0
|
مجموع امتیاز :0
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
|
درباره وبگاه
منو کاربری
آخرین کاربران
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود
آرشیو مطالب
مطالب پر بازدید
مطالب تصادفی
|